حاج صادق می‌گوید: دیدار از منزل منسوب به حضرت امیر "ع" را بگذارید برای آخر سر. توی اتوبوس هم برایمان توضیح داده اند که این خانه متعلق به خواهر حضرت بوده است که برای مدتی که ایشان در کوفه حکومت می کردند در اختیار ایشان گذاشته بودند والبته جزئیاتی که بر در و دیوار این خانه نوشته اند خیلی درست نیست. مثلا یک دو اطاق دو در دو را نوشته اند محل تحصیل یا بازی حسنین ، در حالی که حسنین در دوران کوفه، جوانان رشیدی بودند.

بعد یک وقت ده دقیقه ای می‌دهد تا اگر کسی قصد تجدید وضو دارد اقدام کند. من در جایی بین منزل و در اصلی مسجد می‌نشینم تا همگی جمع شوند. پنج دقیقه، ده دقیقه، یک ربع، بیست دقیقه، ... هوا بدجوری گرم است. چند تا از بچه های گروههای آقایان الفت و توانا هم هستند که کنار هم نشسته ایم. رانی می خوریم اما باز هم خنک نمی شویم. سر آخر با گروه همانها به مسجد می رویم و اعمالم را با آنها انجام می دهم. خانی زاده هم با ما می‌آید.

 

از در این مسجد که وارد می شویم باورم نمی شود. دریایی است که با دریای دفعه های پیش خیلی تفاوت کرده است. دور تا دور صحن مسجد را به عرض حدود ده متر سنگفرش کرده اند و مسقف و مقامهای وسط حیاط را هم مرتب و تابلو دار و خلاصه خیلی به آن رسیده اند.

همان سمت راست جایی پیدا می کنیم و حاج آقا مالکی شروع می کند درباره هر کدام از مقامها صحبت می کند و اعمالش را توضیح می دهد و دعاهایش را می خواند. مسجد کوفه یکی از آن چهار جایی است که انسان مسافر در آن مخیر است که نمازش را کامل بخواند یا شکسته و در عظمتش هم روایت شده است که شأنی بیش از مسجد الاقصی در بیت المقدس دارد و نماز واجب و مستحب در آن مانند حج و عمره ای است که در رکاب رسول الله "ص" بجا بیاورند.

مستحب است که برای ورود به این مسجد از در انتهایی آن معروف به "باب الفیل" وارد شوند اما آنجا را مختص خروج کرده اند! حاجی درباره وجه تسمیه باب الفیل توضیحاتی می دهد و می گوید لازم نیست اعمال هر مقامی را درست در همان مقام انجام دهیم چرا که جمعیت زائران بسیار زیاد است و مسافت بین مقامها هم زیاد و هوا هم بسیار گرم ، بنابر این یک جا بنشینیم و اعمال همه مقامها را در همانجا انجام دهیم. از مقام حضرت نوح و ابراهیم شروع می کنیم و چهار رکعت نماز با دعای بعد از آن. بعد اعمال دکة القضاء و بیت الطشت است که هر کدام داستانی دارد . خلاصه اینکه اولی محل قضاوتهای مولا بوده است و دومی جایی که دختر بی همسری را که شکمش بالا آمده بوده و قصد کشتنش را داشتند و حضرت مانع می شود و او را در طشتی می نشاند و دورش پرده می کشند و ... خلاصه زالویی بزرگ از شکمش خارج می شود. اینجا هم در پایان اعمال هر کدام تسبیح حضرت زهرا "س" دارد . بعد نماز و دعاهای مربوط به دکة المعراج و ستون توبه که می گویند خداوند در این مکان توفیق توبه به حضرت آدم داده است و بعد مقام حضرت امام سجاد "ع" و چند پیغمبر و امام دیگر... نمازی چهار رکعتی هم در این مسجد وارد شده است که برای حاجت است و خوب همه ما هم که پر از حاجت بخصوص برای کسانی که دستشان از اینجا کوتاه اما چشمشان به اینجاست؛ خوبان و دوستانی که التماس دعاها گفته اند و مشغول می شویم.

تقریباً آخرهای اعمال است که حاج صادق را می بینیم که با گروهمان تشریف می آورند و می روند کمی دورتر می نشینند. همه اعمال که تمام می شود می رویم سر وقت مسجدی که نگاه کردن به آن کافی است تا دلت آب شود: شبستان اصلی مسجد کوفه و محل محراب حضرت. حالا بر عکس دفعه های پیش ، محراب شهادت حضرت را از وسط پرده کشیده اند تا هم خانومها و هم آقایان براحتی بتوانند زیارت کنند. همه با نظم در یک صف جلو می روند و محراب شهادت حضرت را می بوسند و البته هیچ کس نمی تواند جلوی اشکش را بگیرد. کمی آنطرفتر محراب دیگری است که فقط در بخش مردانه شبستان است و ظاهراً محرابی بوده است که مولا در آن نافله ها و نمازهای شب و مستحبی خود را اقامه می کردند.

بزرگی خارق العاده مسجد و فراوانی و تنوع اعمال آن باعث شده است که بچه ها متفرق شوند . می روم سراغ دو سه بزرگواری که مرقد مطهرشان در گوشه شرقی مسجد است یعنی جناب هانی بن عروه و مسلم بن عقیل. در خدمت هر دو بزرگوار نمازی و عرض ادبی و زیارتی که در مفاتیح آمده است را می خوانم و در کنار آن عزاداری دسته ای از جوانان که نمی دانم از کدام شهر آمده اند. خیلی پر شور عزاداری می کنند و البته در کنار مزار جناب مختار ثقفی که با فاصله چند متری از ضریح حضرت مسلم قرارد دارد. جمعیتی که بر سر مزار مختار حاضر شده اند بسیار بیشتر از کسانی است که بر سر مزار مسلم و هانی حضور دارند و اینها به مدد سریال تلویزیونی اخیری است که مردم را با این شخصیت آشنا کرده است. درست بر خلاف بارهای پیش که کسی اصلاً مزار مختار را تحویل نمی گرفت و اصلاً او را نمی شناخت. جالبتر از همه اینکه مرثیه سرایی های مربوط به حضرت مسلم نیز بر سر مزار مختار انجام می شود!

بیرون که می آییم دقایقی تا اذان ظهر باقی است. آقای حسین پور عزیز توصیه می کند که به مزار  خواهر حضرت ابوالفضل "ع" که در منتها الیه شرقی شبستان مسجد قرار دارد بروم . می روم و عرض ادبی می کنم. حالا دیگر اذان گفته اند. جا برای ورود به شبستان نیست. درست پشت در در صحن جایی پیدا می کنم. از بلندگو برای مکبر خبری نیست اما نوجوانی با صدایی بسیار غرّا روی یک صندلی دم در نشسته و صدای مکبر داخل شبستان را برای صحن رله می کند.

بعد از نماز به حاج صادق می گویم : خوب شد این مسجد مقام سه چهار تا پیغمبر بیشتر نداشت ها و گرنه دیگر چیزی از ما باقی نمی ماند! هیچ واکنشی نشان نمی دهد و معلوم است که خیلی از این حرفم خوشش نیامده است. حرف را می برم سر دیر آمدنشان. معلوم می شود بر خلاف توصیه، همه دیدار از منزل منسوب به حضرت را اول انجام داده اند و به همین دلیل برای اعمال مسجد دیر رسیدند. پس خوب شد من منتظرشان نشدم.

بعد دسته جمعی به جایی می رویم که ناهارمان را بخوریم. همه در سالن تقریباً بازی می نشینیم و غذاهای بسته بندی شده ای که شرکت شمسا برای زائران تهیه دیده است را می خوریم. غذای گرمی که در کنارش یک بسته میوه های مرغوب و دوغ هم هست.

بعد از ناهار ، سوار اتوبوسهایمان می شویم تا به نجف برگردیم و آخرین ساعاتمان را در این شهر دوست داشتنی بگذرانیم در حالی که دو میهمان ناخوانده داریم؛ دو خانومی که پزشک تیم اعزامی از ایران مستقر در نجف هستند و از ماشینشان جا مانده اند. حسین نخلی هم می آید در اتوبوس ما تا بر کار توزیع عادلانه رانی هایی که بانی ‌اش معلوم نیست ! نظارت کند...

یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

انصافاً نظم این گروه با این همه جمعیت واقعاً مثال زدنی است. وقتی می گویندساعت هفت و نیم صبح در لابی هتل باشیم تا به کوفه برویم و ساعت هشت اتوبوس حرکت کرده و آقای خانی زاده میکروفون را گرفته و دارد توضیحات می فرماید، این یعنی منظمترین گروه بودن!

حاج صادق احسانبخش و آقای خانی زاده مرتب میکروفون را از هم می گیرند تا توضیحات هر قسمت کاملاً تخصصی ! بشود. حاج صادق با طنز ملایمی که همیشه در صحبتهایش هست می گوید : چون دیروز در اعمال طولانی مسجد سهله خسته نشدید، امروز در مسجد کوفه اعمالی سه چهار برابر را تجربه می کنید ضمن اینکه آفتاب هم هست و هوا گرم است. البته یادتان باشد که صرف حضور شما در این مسجد کافی است و همه اعمال، مستحب هستند بنابر این اگر احساس خستگی کردید حتی بروید گوشه ای بخوابید اشکالی ندارد. فقط یادتان باشد که از جای جای این مسجد باید درس بگیرید و بهترین چیز در این مکان بسیار پر فضیلت تفکر کردن است تا ما هم خدای نکرده اماممان را تنها نگذاریم و باعث نشویم که به خاطر کوفی بودنمان، اماممان دیرتر ظهور کنند.

حاجی این اشتباه رایج را هم توضیح می دهد که کوفی ها همه شان و برای همیشه بد نبودند. بسیاری از یاران و اصحاب خاص هم امیرالمؤمنین "ع" و هم ائمه بعد از ایشان از کوفیان بودند بخصوص در میان اصحاب سید الشهدا "ع". حتی حدیث در شرافت کوفیان هم داریم هر چند در دو سه آزمایش، اهالی اینجا امتحان بدی دادند.

همان طور که آسد سعید بلندگو را تنظیم می کند حاجی ادامه می دهد: مسجد سهله محل زندگی حضرت مهدی"ع" و مسجد جامع کوفه محل حکومت حضرت است و در زمان ایشان آنقدر گسترش پیدا می کند که در حدیث داریم به نهر کربلا می رسد در حالی که فاصله ای سه چهار ساعته با آنجا داریم. همچنین در حدیث هست برای این مسجد عظیم، هزار در ساخته می شود و همه کارگزاران حضرت در رکاب ایشان در همین محل خدمت می کنند. حاجی از ثواب بسیار بیشتر نماز خواندن در اینجا می گوید و تأکید می کند که سعی کنید در اینجا نماز زیاد بخوانید.

 

قرار است ابتدا به زیارت جناب میثم تمار برویم که به فاصله اندکی از مسجد کوفه قرار دارد و بعد پیاده تا مسجد کوفه. میثمی که خبر شهادت و جزئیات شهادتش را پیشتر شنیده و حتی در پای نخلی که سر آخر او را بر بالای آن، بلندمرتبه اش کردند ، نمازها خوانده و حتی بر بالای دار هم دست از بیان فضایل مولایش امیر المؤمینن"ع" بر نداشته است. مرقد میثم تمار با سر دری که بر آن نوشته شده "السلام علیک یا میثم بن یحیی التمّار"، آخرین کارهای بازسازی اش را می گذراند. همه طبق توصیه آقای خانی زاده، نمازی و احترامی و البته بسیاری عکسی و عکسهایی و راه می افتیم به سمت مسجد کوفه .

آقای حسین زاده مداح گروه نیز که برای هر جایی و موقفی شعری و مرثیه ای آماده دارد و معمولاً همه آنها را هم از حفظ است، دم می گیرد :

چرا ندارد به تیره قلبی، کسی که حالِ دعا ندارد؟

چرا ندیده است به بینوایی، کسی که دل با خدا ندارد؟

علی علی جان ! علی علی جان ! علی علی جان ...

 

شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()